• گزارش تصویری برگزاری اردوی قم جمکران

  • الگوهای علم دینی کدام است؟
    منظور از حکمی یا اجتهادی، حکمت و فلسفه‌ای است که از منبع دینی اسلامی تغذیه می‌کند، اما این روش می‌تواند با منابع دیگر هم کارایی داشته باشد.

  • برگزاری تئاتر سرّسیب در دانشگاه شهید بهشتی
    تئاتر سرّسیب در دانشگاه شهید بهشتی به مدت هشت روز به مناسبت ایام الله دهه فجر ویژه بانوان برگزار گردید

  • رمز مانایی انقلاب
    کارشناسان برجسته غربى معترفند هر یک از تهدیدات و تهاجمات گسترده‌ای که براى جمهورى اسلامى تاکنون پیش آمده، چنانچه براى هر کشور دیگرى پیش آمده بود، عملاً آن نظام سیاسى را ساقط مى کرد.

  • حضور آیت الله اعرافی در دانشگاه شهید بهشتی
    آیت الله اعرافی رییس دانشگاه جامعه المصطفی و امام جمعه در مسجد الزهرا دانشگاه شهید بهشتی سخرانی کردند و با دانشجویان و ریاست دانشگاه از نزدیک دیدار کردند

  • آیا انقلاب اسلامی ایران همچنان پیشرو است؟
    اگر کسی فکر کند که انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن ۵۷ تمام شد یا گمان کند انقلاب فرانسه با فتح قلعه باستیل در سال ۱۷۸۹م کارش به پایان رسید؛ ماهیت انقلاب را نشناخته است. در واقع ..

  • مسئولان مراقب باشند كه جنجال هاي روزمره انتخاباتي آنها را سر گرم نكند
    حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار فرماندهان و جمعی از پرسنل نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی، ۲۲ بهمن و انتخابات را دو عید پرمضمون ملت ایران خواندند و

  • "جشنواره انقلاب ماندگار" ويژه دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور
    همزمان با فرارسيدن ايام الله دهه فجر مركز آموزش مجازي دانشگاهيان، جشنواره اي را با عنوان "جشنواره انقلاب ماندگار" ويژه دانشجويان سراسر كشور را برگزار مي كند.

 

اخبار > شهیدی که تئا‌تر سیاسی بازی می‌کرد!
 


  چاپ        ارسال به دوست

شهیدی که تئا‌تر سیاسی بازی می‌کرد!

سمیرا حمیدی// سیاستی تهی از باندبازی و جناح‌هایی که هر روز رو به افزایش‌اند؛ سیاستی که قدم برداشتن در آن جز در سایه ایمان و ولایتمداری امری نا‌ممکن است؛ به گونه‌ای که وقتی محسن وزوایی از دیوار سفارت بالا می‌رود می‌گوید «خدایا؛ کمکم کن»، هدفش اسم و رسم نیست و می‌داند مسیری که پیش رو دارد سخت است و اما برپایه ایمان به ولایت پیش می‌رود و پیروزی می‌آفریند. بی‌شک قدم برداشتن در مسیر چنین سیاستی شجاعت را حاصل می‌کند؛ زیرا هدفش تنها خداست و نمونه این شجاعت در حسین علم الهدی نمودار می‌شود که با عده‌ای کم در مقابل تجهیزات پیشرفته نظامی دشمن می‌ایستد و در این مسیر جان می‌دهد. بد نیست روایت‌هایی از شهدای دانشجو و دانشجویان شهید را مرور کنیم؛ تا دانشجویان امروز ما، بدانند که چگونه باید زیست و چه‌سان باید رفت.

علیرغم جثه ضعیفش به یادگیری فنون رزمی پرداخت
برای پیروزی انقلاب حاضر بود همه چیزش را از دست بدهد؛ عباس نبوی منش علی رغم جثه ضعیفش و شرایط بسیار اختناق آمیز حاکم بر آن زمان در کمال جدیت که باعث تعجب همگی دوستانش شده بود، به یادگیری فنون رزمی از جمله تکواندو پرداخت و خود را برای مرحله نهایی جهاد یعنی مبارزه مسلحانه آماده می‌نمود.

پخش اعلامیه در دانشکده و شرکت در تظاهرات دانشجویی
در دوران حاکمیت طاغوت با وجود اختناق موجود، مهدی رجب بیگی مسئولیت خود را در قبال اسلام با پخش اعلامیه در دانشکده و شرکت در تظاهرات دانشجویی و اداره فعالیت‌های سیاسی، صنفی دانشگاه انجام می‌داد و در دوران شکوفایی انقلاب اسلامی در مبارزات گسترده مردم حضوری فعال داشت و در برپایی و سازماندهی تظاهرات و راهپیمایی‌ها، ایثارگونه شرکت می‌‌کرد.

 درصحن دانشگاه، به نمایش فیلم و اسلاید و عکس پرداخت
در اواخر سال ۱۳۵۷ و با توجه به حضور دائمی مردم در صحن دانشگاه، به نمایش فیلم و اسلاید و عکس برای مردم می‌پرداخت و در یکی از مساجد تهران نیز فعالیت می‌کرد؛ مهدی رجب بیگی پس از پیروزی انقلاب و گشایش مجدد دانشگاه و تشکیل سازمان دانشجویان مسلمان دانشکده فنی، مسئولیت انتشار نشریه دانش آموزی «هجرت» را بر عهده گرفت.

 شما باید در پست حساس انقلاب باشید
با جریان‌ها و مسائل سیاسی داخل و خارج از کشور آشنایی کامل داشت و با تسلط و قدرت کم نظیری قادر بود پیچیده‌ترین مسائل را تحلیل و با قلمی شیوا تحریر نماید. مهدی رجب بیگی پس از پیروزی انقلاب به خدمت در آموزش و پرورش روی آورد و شغل شریف معلمی را در جنوب شهر تهران برگزید. به دانش آموزان خود می‌گفت: «آیا می‌دانید برای چه پشت این میز نشسته‌اید؟ برای آنکه بتوانید عنصری مفید در جامعه جهت رسیدگی به درد محرومین که خود نیز از آنان هستید، باشید. بتوانید در یک پست حساس انقلابی فعال باشید.»

اطلاعیه افشاگرانه دانشجویان را در نماز جمعه قرائت کرد
به هنگام آغاز انقلاب مهدی رجب بیگی از پیش‌قراولان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران بود و در مدت یک سال و اندی که این مرکز توطئه و فساد و جاسوسی در تسخیر آن‌ها بود، مسئولیت‌های حساس، همچون مسئولیت برگزاری و انجام گردهمایی را بر عهده داشت. همچنین از طرف دانشجویان در مراسم عبادی، سیاسی نماز جمعه سخنرانی می‌نمود و در چندین نوبت نیز اطلاعیه‌های افشاگرانه آنان را قرائت کرد.

 خیلی پنهانی به بچه‌های دانشجو خط می‌داد
کلا آدم توداری بود. چه زمان جنگ وچه قبل از انقلاب. حدودا سال پنجاه بود که دو تن از برادرانش را دستگیر کردند. یکی از آن‌ها اعدام شد و یکی هم به حبس ابد محکوم شد؛ به خاطر همین موضوع در دانشگاه، مهدی باکری را کاملا زیر نظر داشتند. معلوم بود که مواظبش هستند؛ مهدی هم اصلا شلوغ کاری نمی‌کرد و خیلی آرام و سر به زیر به نظر می‌آمد. طوری که هیچ کس حتی فکرش را نمی‌کرد پشت همهٔ این مبارزات، مهدی باشد. چون خیلی پنهانی به همه خط می‌داد و از پشت پرده فعالیت‌ها را سازماندهی می‌کرد.

 اولین بار در دانشگاه شعار درود بر خمینی طنین انداز شد

حتی در دانشگاه تظاهرات راه انداخت و اولین بار، در دانشگاه تبریز بود که شعار «درود برخمینی» طنین انداز شد. درصورتی که قبل از آمدن مهدی باکری، دانشگاه کلا دست چپی‌ها بود. البته بچه‌های دیگر هم فعال بودند، ولی آدم اصلی مهدی بود.

مغازه پدرم سنگر است؛ نمی‌گذارم این سنگر خالی بماند
پدرش از فعّالان سیاسی و مذهبی بود، توسط ایادی رژیم دستگیر و به شهر سقّز در استان کردستان تبعید شد. مهدی زین الدین در ایامی که پدرش در تبعید بود، در کنکور سراسری شرکت کرد و رتبه چهارم رشته پزشکی دانشگاه شیراز را به دست آورد، ولی از وارد شدن به دانشگاه انصراف داده و در مغازه پدرش مشغول به کار شد. او درباره علت انصراف از دانشگاه گفته بود: «مغازه پدرم سنگر است و رژیم پهلوی با تبعید پدرم می‌‏خواهد سنگر محکم او خالی بماند، ولی من نمی‌‏گذارم این سنگر مبارزه خالی بماند». آن روز‌ها، آن مغازه، کانون مبارزه و محلی برای پخش اعلامیه‏های علما و فعالیت‏های ضد رژیم بود.

به ایران برگردید؛ زیرا ایران به جوانانی مثل شما نیازمند است
اواخر عمر رژیم پهلوی، اعتصابات عمومی بیشتر شهرهای کشور را فرا گرفته بود. این حرکات عمومی مردمی، باعث تعطیلی مغازه‏‌ها و ادارات و کارخانه‏‌ها شده بود. مهدی زین‏الدین هم جهت پیوستن به صف انقلاب مغازه پدر را تعطیل کرد، ولی کسب دانش برای او تعطیل نشد و یادگیری زبان‏ خارجی در اولویت کاری او قرار گرفت؛ زیرا قصد عزیمت به یکی از کشورهای خارجی برای ادامه تحصیل داشت. او با چهار دانشگاه از دانشگاه‏های فرانسه مکاتبه کرد و بعد از مدتی، نامه قبولی از یکی از آن‌ها دریافت کرد؛ بعد برای انتخاب یکی از دانشگاه‏‌ها، به یکی از دوستانش که به تازگی از فرانسه برگشته بود مراجعه کرد، او در جواب گفته بود: در فرانسه خدمت حضرت امام رسیدم، ایشان فرمود: «به ایران برگردید؛ زیرا ایران به جوانانی مثل شما نیازمند است» و این سخن، باعث انصراف شهید زین‏الدین از عزیمت به خارج از کشور برای ادامه تحصیل می‌‏شود.

 مشروب‌فروشی‌های شهر را آتش زد

سال پنجاه و شش پادگان ارومیه خدمت می‌کردم. آمدند گفتند: ملاقاتی داری؛ مهدی باکری بود. به‌ام گفت: باید از اینجا در بری. هر طور بود زدم بیرون. من را برد خانهٔ عمه‌اش. کلی شیشهٔ نوشابه آنجا بود. گفت: بنزین می‌خواهم از باک ژیانم بنزین کشیدم بیرون. شروع کردیم کوکتل مولوتف ساختن. خوب بلد نبودم اما مهدی وارد بود. چند تایش را بردیم بیرون شهر و امتحان کردیم. ازش خبری نداشتم. کوکتل مولوتف‌هایی را هم که ساخته بودیم ندیدم. دو، سه روز بعد شنیدم مشروب فروشی‌های شهر آتش گرفته بود. حالا می‌فهمیدم چرا ازش خبری نیست.

شهیدی که تئا‌تر سیاسی بازی می‌کرد
شهید احمد طاهرخانی قبل از انقلاب بچه‌های سنین دبیرستان و راهنمایی را در مسجد میدانگاه جمع و برایشان روشنگری می‌کرد. یادم هست که اکبر هم درآن جلسات شرکت می‌کرد و هر از گاهی کتاب‌های سیاسی به خانه می‌آورد و ما هم می‌خواندیم؛ یک بار هم نزدیک انقلاب برای مردم یک تئا‌تر سیاسی بازی کردند.

 برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد
در دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد. جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بار‌ها توسط ساواک دستگیر شد. عبد الحمید دیالمه پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیای تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شورا‌ها شد.

 جریان بنی صدر را برملا ساخت
به زبان‌های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. عبد الحمید دیالمه از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملا ساخته و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.

 با اساتید غربزده که فرهنگ غربی را ترویج می‌‌کردند، به بحث می‌نشست
دانشجوی رشته دامپروری دانشکده کشاورزی شهر ارومیه بود. در ایام دانشجوی‌اش علاوه بر مطالعه منظم و انسجام یافته در زمینه مسائل اسلامی، با سخنرانی در جمع دانشجویان و برقراری کلاس‌هایی در زمینه اصول عقاید برای دانش‌آموزان مدارس، فعالیت مذهبی خود را دنبال می‌کرد و بار‌ها با بعضی از اساتید غربزده که فرهنگ اسلامی را انکار و مظاهر منحط غربی را ترویج می‌‌کردند، به بحث می‌نشست و ماهیت آن فرهنگ و عوامل غرب زده را افشا می‌کرد. از این رو، غلامحسین افشردی به عنوان یک عنصر مذهبی و فعال حساسیت مسئولان و گارد دانشگاه را برانگیخته بود، که در ‌‌نهایت به دلیل این فعالیت‌ها پس از یک سال و نیم تحصیل، از دانشگاه اخراج شد.


٠٩:٤٢ - يکشنبه ٨ آذر ١٣٩٤    /    عدد : ٤٦٩١٤٢    /    تعداد نمایش : ٩٦٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: